
ايجاد
تغييرات مثبت در آدمي، ميتواند بيانگر نوعي تحول رويكرد شخص نسبت به خويش، جامعه
و زندگي باشد
:
به جای مگه مشکل داری؛ بگوییم :
مگه مسئله ای داری؟
به جای فقیر هستم؛بگوییم : ثروت کمی دارم
به جای بد نیستم؛ بگوییم : خوب هستم
به جای بدرد
من نمی خورد؛ بگوییم : مناسب من نیست
به جای مشکل دارم؛ بگوییم : مسئله
دارم
به جای جانم به لبم رسید؛ بگوییم :
چندان هم راحت نبود
به جای فراموش
نکنی؛
بگوییم : یادت باشه
به جای داد نزن؛ بگوییم : آرام باش
به جای من مریض و غمگین نیستم؛
بگوییم : من سالم و با نشاط هستم
به جای غم آخرت باشد؛ بگوییم : شما
را در شادی ها ببینم
به جای
ببخشید مزاحمتون شدم؛ بگوییم : از این که وقت خود را در اختیار من
گذاشتید متشکرم
به جای لعنت بر پدر کسی که اینجا
آشغال بریزد ؛ بگوییم: رحمت بر پدر کسی که اینجا آشغال نمی ریزد
شما هم میتوانید
به این لیست مواردی رو اضافه کرده و برای دیگران بفرستید…
وقتی بعد از
مدتی
همدیگر
را میبینیم،
به جای توجه کردن به نقاط ضعف همدیگر و نام بردن از آنها مثل:
چقدر چاق شدی؟”،
“چقدر لاغر شدی؟”،
“چقدر خسته به نظر میآیی؟”،
“چرا موهات را این قدر کوتاه کردی؟”،
“چرا ریشت را بلند کردی؟”،
“چرا توهمی؟”،
“چرا رنگت پریده؟”،
“چرا تلفن نکردی؟”،
“چرا حال مرا نپرسیدی؟” و
….
بهتر است بگوییم : “سلام به روی ماهت”،
“چقدر خوشحال شدم تو را دیدم”، و …. عبارات دیگری که نه تنها بیانگر
نقاط ضعف طرف مقابل ما نیست بلکه نوعی اعتماد به نفس را به مخاطبمان
القاء میکند. البته اگر اصراری نداشته باشیم که
حتماً درباره ی همدیگر
اظهار نظر کنیم، وگرنه میشود
که درباره ی موضوعات مشترک، البته در محوریت مثبت با هم صحبت
کنیم.
-------------------------------------------------------------------------------------
چگونه ميتوانيد تغيير مثبت به وجود آوريد
آيا تا به حال به اين انديشيدهايد كه همه ما انسانها،
گاهي نياز به ايجاد برخي تغييرات در رفتار و گفتارمان داريم؟ بيشك براي آنكه
بتوانيم از زندگي فردي و اجتماعي خود نهايت استفاده را ببريم، نيازمند تحول و
دگرديسي هستيم و اين فرآيندي است غيرقابل انكار! چرا كه بنا به مقتضيات زماني و
مكاني و پيدايش شرايط متفاوت بايد در صدد رفع برخي از عقايد، ديدگاهها، نگرشها و
خلق و خوي خود باشيم؛ البته به روش درست، عاقلانه و اصولي.
ايجاد تغييرات مثبت در آدمي، ميتواند بيانگر نوعي
تحول رويكرد شخص نسبت به خويش، جامعه و زندگي باشد. پس چه بهتر كه همواره سعي كنيم
اگر قرار است تغيير و دگرگوني خاصي شكل بگيرد، از نوع مثبت و سازندهاش باشد تا
بتوانيم روند رو به رشد در زندگي داشته باشيم. با توجه به آنچه گفته شد، ميخواهيم
درباره اين موضوع با شما سخن بگوييم كه «چگونه شما ميتوانيد تغيير مثبت بهوجود آوريد؟!» شايد
اين موضوع يكي از بنياديترين رويكردهاي علم نوين روانشناسي باشد. بنابراين با
بررسي دقيق و كارشناسانه اين موضوع، خواهيم توانست به اين مهم دست يابيم! البته
اين واقعيت ميسر نخواهد شد، مگر با همكاري و تشريك مساعي .
توصيه مهم روانشناسي:
سه راهكار طلايي روانشناسي براي ايجاد تغييرات مثبت
و اساسي در روند زندگي مردان:
1- شما نميتوانيد صرفاً مردي را براي تغيير دادن
دوست بداريد.
در واقع شما خانمها هر چه محبت و توجه خود را به
شوهرتان بيشتر از گذشته كنيد، بيشك بيش از گذشته او را از خود جدا خواهيد ساخت.
توضيح اينكه، زني كه شوهرش را بيش از اندازه دوست ميدارد،
باعث خواهد شد كه همسرش او را بسيار نيازمند تصور كند و چون نميتواند تمام خواستههايش
را برآورده سازد، احساس شرمساري و خجالت خواهد كرد.
2- شما (خانمها) براي ايجاد تغيير مثبت در
شوهرتان، قبل از اينكه به چگونه رفتار كردن در روابط خود فكر كنيد، بايد به اين
مهم برسيد كه شوهرتان چه احساسي نسبت به خودش دارد.
اين رويكرد به مرد كمك خواهد كرد تا براي ايجاد
تغيير مثبت در خود و نيز فائق شدن بر مسائل و مشكلات جاري به همسرش تكيه كند و او
را پشتوانه خوب و قابل اعتماد ببيند و تمام تلاش و كوشش خود را در اين راه به كار
گيرد.
3- بهترين و اساسيترين روش براي ايجاد تغيير مثبت
در شوهرتان، پي بردن به رفتارها و عكسالعملهايي از جانب شماست كه باعث پيدايش
واكنش و بازتابهاي منفي و مهلك در او ميگردد.
آيا تواناييهاي مردان را ميتوان آشكار ساخت؟!
اصولاً زنان تواناييهاي بسياري براي دگرگوني نقاط
قوت و قابل توجه رفتار شوهرشان دارند!
توجه كنيد، وقتي كه زني هميشه با شوهرش از دريچه
عصبانيت، خشم، سرزنش و نامهرباني وارد ميشود، مرد (شوهرش) نيز تلاش ميكند در
قبال اين رفتار، به نوعي از خود دفاع كند و در اين موقع است كه نابسامانيهاي
رفتاري مرد آشكار ميشود! اما زماني كه زن با اعتماد به نفس و اطمينان خاطر و
آرامش به سوي شوهرش برود و او را بهترين مرد دنيا براي خود تلقي كند، متقابلاً مرد
نيز سعي ميكند بهترين ويژگيهاي رفتارياش را به همسرش نشان دهد. اين همان
برقراري يك رابطه زناشويي به معناي واقعي كلمه است! اما در همين بين بايد به نكته
قابل ملاحظهاي اشاره كنيم و آن اينكه زنان سعي نميكنند تا «بهترين وجه شخصيتي و
رفتاري خود» را به شوهرانشان نشان دهند و زماني اين كار را انجام ميدهند كه تصور
ميكنند رابطهشان با او به نوعي دچار تزلزل شده و در حال از هم گسيختگي است. پس
اين طرز رفتار و نگرش زنان مناسب و معقول نيست و آنها بايد اندكي بيشتر با خود
بينديشند. براي چراهاي رفتار خود پاسخ يا پاسخهايي معقول و غيراحساسي پيدا كنند و
درگير و دار آشفتگيهاي روحي و رواني خود، به ناگهان تصميم ناشايست و غيرمعقولي
نگيرند. اين گونه ميتوان به پايداري و استواري رابطه اطمينان داشت.
و كلام آخر اينكه:
يادمان باشد، اگر ميخواهيم از زندگيمان نهايت
استفاده و لذت را ببريم، بايد اندكي گذشت را سرلوحه كارمان قرار دهيم. يادمان باشد
كه زندگي مشترك يعني رسيدن به آمال و آرزوهاي مشترك، نه فقط انديشيدن به آرزوهاي
شخصي. يادمان باشد كه، عشق را در فرآيند روابط زناشويي به گونهاي به كار گيريم كه
به معناي واقعياش، عاشق يكديگر باشيم؛ چرا كه عشق زيباترين موهبتي است كه خداوند
به انسان عطا كرده تا از آن براي رسيدن به معشوقش بهره بگيرد!
----------------------------------------------------------------------------------------
دوست داشتن
عشق
تغییر
مثبت
ايجاد
تغيير و تحول مثبت در زندگي فردي و بالارفتن از نردبان موفقيت در زندگي آرزوي هر
كسي است.
اما به سلامت طي كردن پلههاي اين نردبان مستلزم رعايت شرايط ذيل است:
o روي هر پله نبايد بيش از حد معمول مكث كرد؛
o پس از پيمودن پله
اول، نوبت به پله دوم ميرسد؛
o از نردباني كه
پايهاش شكسته است نبايد استفاده كرد؛
o بايد ابتدا جاي
پا را محكم كرد و سپس قدم بعدي را برداشت؛
o پس از استفاده از
نردبان نبايد آن را سرنگونش كرد.
خودشناسي و خودباوري: در اينجا شما بايد به نداهاي دروني كه از اعماق وجودتان برميخيزد
توجه كنيد و آرزوهاي قلبيتان را دريابيد. سعي كنيد از طريق تفكر و تجزيه و تحليل
خود، تواناييها واستعدادهايتان را كشف كنيد.
وقتي كه وارد جزيره ناشناخته وجود خويش ميشويد چيزهاي شگفتانگيزي را مشاهده
خواهيد كرد. سپس خود را باور كنيد و به خود، تواناييها و قدرتمنديتان ايمان
بياوريد. اگر شما اطميناني مطلق كه ناشي از ايمان قوي است در خود به وجود آوريد در
آن صورت واقعا به انجام هر كاري قادر خواهيد بود ولو اينكه ديگران به غيرممكن بودن
آن ايمان داشته باشند. پس به خودتان تكيه كنيد و همه چيز را از خودتان بخواهيد،
تنها شما هستيد كه سرنوشت خود را معين ميكنيد. متاسفانه اكثر مردم اشتباهات و
اهمالكاريهاي خود را در زندگي به گردن تقدير مياندازند.
عمل و تلاش آگاهانه: همه انسانهاي مــوفق اهل عمل و تلاشاند. كساني كــــه
همواره در مورد اهدافشان سخنسرايي ميكنند و هرگز دست به عمل نميزنند موفقيتي
نخواهند داشت. موفقيت هيچ ارتباطي به شانس ندارد. هرچه بيشتر تلاش كنيم و از خود
فعاليت و حركت نشان دهيم به همان اندازه به مــــوفقيت نزديكتر ميشويم.
از آنجاكه عمر علاوه بر طول، عرض و عمق هم دارد، هرچه شديدتر و بهتر كار كنيد
بيشتر زندگي ميكنيد، چراكه به عرض زندگيتان ميافزاييد و در نتيجه شادابتر،
سرزندهتر و راضيتر خواهيد بود. لذا شما بايد حركت كنيد. حركت باعث رشد و باروري
اعتماد به نفس ميشود. مستقيماً وارد عمل شويد و دست به اقدام بزنيد زيراكه اقدام
ترس را از بين ميبرد.
بگوييد: بايد همين الان شروع كنم و شروع كنيد. صبر نكنيد تا اوضاع مساعد شود، زيرا
هيچ وقت نميشود. انتظار براي فراهم آمدن شرايط مطلوب انتظاري است كه تا ابد به
درازا ميكشد.
در عين حال، بايد توجه داشته باشيد كه تلاشهايتان آگاهانه، حساب شده و منظم باشد
و كارها را از روي فكر و ذكاوت انجام دهيد. هميشه به دنبال بهترين راه ممكن باشيد.
هميشه راه بهتري براي انجام كارها وجود دارد.
پشتكار و استقامت، صبر و انعطاف پذيري: وقتي كـــه وارد صحنه ميشويد و دست به عمل
ميزنيد قسمت عمدهاي از كار را به انجام رسانيدهايد، اما براي تحقق هدف و كسب
نتيجه بايد حتماً پشتكار به خرج دهيد و پيگير باشيد. پيگيري كارها مغز را فعال و
اميد به موفقيـت را در شـخص بارور ميسازد.
اگر در كارها جديت نداشته بــــــاشيم بياستعدادترين افراد مصمم و بااراده نيز از
ما پيشي خواهند گرفت، چراكه فقدان استعداد، با مقاومت، سختكوشي، نظم، دقت و صبر
وشكيبايي قابل جبران است. پس عزمي آهنين و راسخ پيشه كنيد. هرگز از تلاش و كوشش
خسته نشويد، آخرين كليد باقيمانده شايد بازگشاينده قفل در باشد.
درصورتي كه پلههاي قبلي به خوبي پشت سر گذاشته شود نتيجه دلخواه خود بخود به دست
ميآيد، حتي اگر نتيجه موجود دلخواه و مطلوب شما نباشد، جاي هيچگونه ناراحتي و
تاسف نيست. اصولاً هر وضعيتي مانند سكه يك روي خوب و يك روي بد دارد، آن روي خــوب
را پيدا كنيد و جنبههاي مثبت را ببينيد. شكست ظاهري پلي است به سوي پيروزي حقيقي.
از خود دو سوال بپرسيد: اشكال كار كجا بود؟ راههاي جديد كدامند؟ و مجدداً و
خلاقانه تر اقدام كنيد.
ايده اي براي
جلوگيري از خشم و عصبانيت
چوب كبريت سر دارد، اما مغز ندارد.بنابراين هر موقع كه برخورد كوچكي به وجود مي
آيد، چوب كبريت به سرعت مشتعل و شعله ور مي شود. اثرات اين شعله ور شدن مي تواند
ويران كننده و مخرب باشد. آتش آن مي تواندخيلي از چيزها را احاطه كند و سبب ويراني
و تباهي مي شود.
ما بايد از اين چوب كبريت كوچك درسي بياموزيم. همگي ما همچون چوب كبريت داراي سري
هستيم، اما بر خلاف چوب كبريت، داراي مغز و خرد هم هستيم. عقل و منطق دراين است كه
بدون تفكر و نسنجيده، عكس العمل نشان ندهيم. براي كاهش استرس و تنش، به كارگيري
اين شيوه بسيار مهم و حائز اهميت است.
بزرگ می شویم
و یاد می گیریم حتی کسی که گمان می کردیم هرگز ناامیدمان نمی کند، چه بسا روزی
رهایمان کند. قلبمان بیش از یک بار زخم برمی دارد، هر بار دردناک تر.
قلب
دیگران را هم خواهیم شکست، پس به یاد داشته باش که چه دردی دارد دل شکستن، که قلب
تو نیز شکسته است. با بهترین دوستت خواهی جنگید. عشق تازه را به بهانه ی آنچه عشق
های قدیمی با تو کرده اند، سرزنش خواهی کرد. خواهی گریست، زیرا زمان بسیار زود می
گذرد و سرانجام آنکه دوست می داری را روزی از دست خواهی داد.
پس، تصویرهای
زیادی را به خاطر بسپار، بسیار بخند، و به گونه ای دوست داشته باش، انگار که هرگز
زخمی برنداشته ای. زیرا که هر شصت ثانیه ای که با اندوه می گذرانی، دقیقه ای شادی
است که هرگز بازنمی گردد.
مهراس که
زندگی ات به پایان می رسد،
اینکه زندگی
هرگز دوباره آغاز نمی شود، باید تو را بترساند.
سه
نکته مهم در موفقیت
برای موفقیت در کار و زندگی،باید سه چیز را به یاد داشته باشید و به آن عمل کنید:
* اول آنکه بدانید چه می خواهید و همواره تصویر واضح و روشنی از هدف خود داشته
باشید.
* هوشیار باشید و تمام توجه و حواس خود را به کار گیرید تا بدانید چه کارهایی
انجام می دهید و به چه نتایجی می رسید.
* در مقابل کارهایی که انجام می دهید و نتایجی که به دست می آورید،آنقدر انعطاف
داشته باشید و تغییرات لازم را اعمال کنید تا سرانجام به خواسته خود برسی
برای انجام
رفتارهای مثبت و تغییر رفتار از منفی به مثبت باید در وهله اول فکر خودتو از منفی به مثبت تغییر بدی.تو همان
گونه رفتار میکنی که میاندیشی.رفتار تو
انعکاسی از نحوه اندیشیدن توست.برای تغییر فکر در وهله اول همان گونه که در پست قبلی بیان شد باید گرسنه
و تشنه تغییر فکر خود از منفی به مثبت باشی. تا
زمانی که برای تو تبدیل به نیاز فیزیولوژیک و حیاتی نشود نخواهی
توانست از منفی باف به مثبت اندیش تبدیل بشی.وقتی برای تو تبدیل به نیاز حیاتی و یه چیزی مثل رفع تشنگی
شد.مرحله دوم آغاز میشه.ذهن تو ماهها یا سالهاست که
به منفی بافی عادت کرده و اکنون دوست داری مثبت اندیش
بشی.عادت به هر چیزی کم کم و به تدریج شکل میگیره.تو یه شبه یه روزه به استفاده از اینترنت یا چت وابسته نشدی.حداقل
یکماه زمان برده.برای سوییچ از نت به
مطالعه باید همین زمان رو طی کنی.در مرحله دوم تصویرسازی ذهنی نقش بسیاری در موفقیت تو خواهد داشت.شب قبل
خوابیدن و صبح قبل بیدارشدن خودتو در ذهنت
یک آدم مثبت اندیش ببین. خودتو مجسم کن در بیرون با همه داری
با مثبت اندیشی رفتار میکنی.این تمرین دو مرحله ای تصویر سازی رو در دو زمان یادشده هروز و هر شب انجام
بده.ناامیدی بدترین مانع در تغییر عادتهاست.بله ممکنه
امروز مثبت اندیشی رو شروع کنی اما فردا طبق عادات گذشته
یهو منفی باف بشی مهم نیست دوباره شروع کن مهم اینه که شروع کردی.همنشینی با آدمهای مثبت تاثیر بسیار زیادی در
عادت کردن به مثبت اندیشی داره و همنشینی با
آدمهای منفی تاثیر فزاینده ای در ادامه منفی بافی داره.یک
سری آدمها چه منفی باشن و چه مثبت همنشینی با آنها به ما امواج مثبت اندیشی هدیه میکنه اینها عبارتند از:
والدین.برادر و خواهر و معلم و استاد.در این
مرحله دوم که عادت به مثبت اندیشی هست باید همواره یادت باشه
مرجع پرتاب انرژی های مثبت چه کسی می تواند باشد جز مهندس سازنده من و تو.خالق انرژی های مثبت همان خالق کل
جهان هستی است.عین وقتی که دنبال نور میگردی میری
طرف خورشید الان هم مگه دنبال انرژی مثبت نیستی؟ پس برو طرف
منبع انرژی های مثبت. نیکی و خوبی کردن به دیگران یک کاتالیزور برای عادت به مثبت اندیشی است.نیکی و احسان به
دیگران میتونه در سه جنبه ظاهر بشه: در فکر: برای
دیگران خوب بخواه.در گفتار: حرفهای خوب بزن و چیزهای خوب
یاد دیگران بده.در عمل: با کارهای خوبی که برای دیگران انجام میدی دل اونها رو شاد کن. حتی با فکر خوب کردن
برای دیگران وخوب خواستن برای دوست برای همسایه
برای آشنا برای خواهر و برادر و حتی خوب خواستن برای آنهایی
که نمیشناسی خودتو در مسیر نور مثبت اندیشی قرار میدی.یادت باشه با هر اقدام مثبت در جهت و به سوی مقصد مثبت
اندیشی گامی به مثبت اندیشی نزدیک میشی و
بلعکس با هر فکر بد برای دیگران کردن و بد خواستن و بد اندیش بودن
و بدگفتار و بد رفتاری گامی از مثبت اندیشی دور خواهی شد.دفتری تهیه کن برای بررسی رفتارها و گفتارها و
اندیشه های روزانه ات و اندازه گیری فکر و روحیه
ات که چقدر و چند کیلومتر به طرف مثبت اندیشی رفتی و چقدر
برگشتی به خونه اولت. اگه برای خودت ارزش قائل هستی روحیه و فکرتو هر روز اندازه بگیر.
چرا من تغییر نمیکنم؟ (جراحی روانی)
آیا تا به
حال به تماشای دریا نشستهاید؟ اگر آری، حتما متوجه شدهاید که تمام آشفتگیها،
برخوردها و امواج فقط در سطح است.
در عمیقترین
بخشهای دریا هم آشفتگی وجود ندارد؛ حتی موجی کوچک.وقتی در دریای وجودتان عمیق فرو
روید و آرامش را به دست آورید، به نقطهای میرسید که هیچ آشفتگی و ناآرامی هرگز در آن راه نداشته است. همانجا
بایستید، هر تغییر و دگرگونی از آنجا میسر میشود.در آنجا خود استاد خویشتن هستید. اکنون
هر آنچه غیر ضروری است میتواند دور انداخته شود، بدون هیچگونه درگیری و نزاع. با کمال تعجب میبینید
که
تغیر کردهاید.
امروزه نقش مثبتاندیشی، داشتن افکار و امواج مثبت و دارا
بودن عینک خوشبینی بر کسی پوشیده نیست. نتایج یک پژوهش نشان میدهد میانگین عمر افراد مثبتاندیش، ۷ سال بیشتر از کسانی است که از این
ویژگی بیبهره هستند و با عینک تیره بدبینی به دنیا و امور آن مینگرند.
در زندگی
شهرنشینی با توجه به استرسهای موجود در محیط پیرامون افراد، آلودگیهای صوتی و دیگر ناهنجاریهایی که اثرات نامطلوب فراوانی به
دستگاه روانی ما وارد میآورد؛ طبیعی است که مقادیر فراوانی از انرژی ما از بین
رفته و ما فاقد انرژی و توان لازم جهت مقابله با مسائل و کنار آمدن با مشغلههای زندگی روزمره میشویم.
بیتوجهیها
و عدمآگاهی نسبت به ملزومات و مایحتاج دستگاه روانی ما را دچار مسائلی میکند که بعضا ریشه و علت آنها را در بیرون از خود جستوجو
میکنیم. خلق افسرده، حالات اضطرابی، پرخاشگری و بسیاری از بیماریهای روانتنی
حاصل همین غفلت و بیتوجهی ما نسبت به خویشتن خویش است.
همواره مصایب
و مشکلات حاد موجود در زندگی برهمزننده تعادل روانی ما نیستند؛ به عبارتی نرساندن سوخت لازم به دستگاه روانی هم میتواند
علت بسیاری از کجخلقیها، اختلالات خواب، اختلالات جنسی و خلقی در ما باشد.
گاهی اوقات
ما فراموش میکنیم که ظرف درون خود را از آلودگیها بزداییم و یا به عبارتی دیگر از ورود آلودگیها به ظرف وجودی خویش
جلوگیری کنیم؛ گویا از یاد میبریم که ما فقط برای کار کردن و متحمل شدن استرسها و فرو خوردن خشم خویش در اثر مسائلی که
نمیتوانیم دخالت مستقیمی در جریان اجرایی آن داشته باشیم، به این دنیا نیامدهایم. رسالت ما درگیر شدن در تمام بازیهای زندگی و
تلاش صرف جهت نباختن نیست.
جراحی روانی
ما معمولاً
قبل از اینکه منزل را به سمت محل کار و یا رفتن به یک جلسه کاری و یا مهمانی ترک کنیم تدارکات خاصی میبینیم از جمله اینکه ما
خود را آراسته میکنیم ما با لباسهایی که داخل منزل از آنها استفاده میکنیم و با
همان وضعیت از منزل بیرون نمیرویم، بعید میدانم کسی این آراستگی را نکوهش کند، اما چگونه است که ما برای رفتن به یک مهمانی ساده
ساعتها وقت صرف میکنیم تا با وضعیت ظاهری مناسبی حضور به هم رسانیم ولی دقت و انرژی
برای خویشتن خویش نداریم برای رفتن به یک کلاس آموزشی در زمینه مسائل ارتباطی – رفتاری و یا مراجعه به یک متخصص علوم رفتاری اعلام میکنیم
که فرصت نداریم یا پول نداریم!
بنابراین
لزوم انجام جراحی روانی بیش از پیش نمایان میشود. آری ما در ابتدا نیازمند برداشتن بخشهای مسئلهدار ذهنمان هستیم، باید ابتدا
برای افکار و باورهایمان فکری بیندیشیم چرا که احساسات ما منتج از افکار ماست باید
شروع به خارج کردن اضافات ذهنمان کنیم این خروج بهمراتب مهمتر از خروج چربیها از بدنمان است چرا که اگر به زیبایی ذهن و روان برسیم
و دستگاه روانی ما شرایط مناسبی داشته باشد چه بسا برای خود ارزش و احترام بیشتری
قائل شویم و پذیرش مناسبی برای خویش داشته باشیم.
در
اینجا میخواهم به اهمیت بیشتر بعد روانی اشاره کنم که در واقع پیشنیاز
بعد جسمانی است؛ احساس رضایت و دوست داشتن خود مستلزم انجام جراحیهای خاصی نیست همانطور که احساس خوشبختی مستلزم رسیدن به یک وضعیت
مطلوب اقتصادی – رفاهی نیست. خوشبختی یک وضعیت نیست بلکه احساسی خوشایند و درونی
است و اگر ما بتوانیم در همین شرایطی که هستیم به احساس خوشبختی و رضایت برسیم
با رسیدن به اهداف و محقق شدن آرزوهایمان این احساس بیشتر و ماندگارتر از قبل خواهد بود.
در غیراین
صورت هیچ تضمینی وجود ندارد که ما با رسیدن به یک موقعیت اقتصادی مناسب یا قبولی در کنکور و غیره احساس خوشبختی و سعادتمندی کنیم وضعیت مالی مناسب به رفاه بیشتر و راحتی ما کمک میکند ولی
بالقوه شادی و رضایت وارد زندگی ما نمیکند ما برای شاد بودن به ارتباط با آدمهای
شاد، توجه به نیازهای کودک درون، دارا بودن عشق بدون قید و شرط به کل هستی و زدودن زنگارها از ظرف زیبای درون نیاز داریم.
آیا میتوانم بهتر از این باشم
ما در مسائلی
که برایمان روی میدهد نقش داریم این نقش برخی مواقع مستقیم و گاهی بهصورت غیرمستقیم است و چه زیباست هرکدام از ما در
رابطه با مسائلی که برایمان ایجاد میشود نقش خود را بیابیم و از خود سؤال کنیم من در
این موضوع یا این مشکل چه نقشی داشتم آیا میتوانم ایفای نقش بهتری داشته باشم؟
تغییر
معمولاً بار استرسی دارد تغییر محل کار، تغییر محل زندگی، تغییر شغل و تغییر رئیسمان در محل کار ما را کمی دچار اضطراب میکند؛
تغییرات درونی هم از این امر مستثنی نیست.
ما براساس
بسیاری از عادات قهری و جبری خود زندگی میکنیم و برای ما آسودهتر است که آنها دستنخورده باقی بمانند ما طبق عادات رفتاری خود
در شرایط مشابه رفتارهای مشابهی انجام میدهیم بنابراین با شروع دستکاری این عادات
که زمینه تغییرات رفتاری ما را فراهم میکنند بعضاً با احساسات ناخوشایندی هم روبهرو میشویم بهعنوان مثال کسی که همواره در
اختلافات از موضع برنده – بازنده عمل میکند و میخواهد به هر قیمتی شده نبازد وقتی متوجه میشود
که برای حل اختلاف میتوان به گونهای دیگر نیز رفتار کرد و گاهی لازم است به خاطر دیگری مثلاً همسر، گذشت کرد و این به معنای
باختن و بازنده بودن نیست ابتدا حالت خوشایندی نخواهد داشت او همواره با زور و فشار
تلاش کرده موقعیت را به نفع خویش تغییر داده و به پایان ببرد و هماکنون باید جلوی این رفتار خود را بگیرد طبیعی است که این کار
راحت نخواهد بود ولی کافیست قدم اول برداشته شود و ما به لزوم تغییر پی ببریم و شروع
کنیم با گذشت زمان و بررسی تعاملات و رفتارهای خود با دیگران و اثرات مطلوب ایجاد شده، این تغییر تقویت خواهد شد و مهر تاییدی خواهد
بود که نشان میدهد ما چقدر به تغییر کردن نیازمندیم.
نکته قابل
توجه که میتوان در اینجا بدان اشاره کرد این است که اساس درمان بسیاری از رواندرمانگران و روانپزشکان معروف دنیا براساس همین
تغییر است دکتر گلاسر درمان را تغییر در رفتار میداند؛ آدلر تغییر در انگیزش،
راجرز تغییر در ادراک، الیس تغییر در باورها، بک تغییر در شناخت و پرز تغییر در نیازها و علایق را اساس درمان اشخاص میدانند.
اهمیت تغییر
در اینجا بیش از پیش خود را نمایان میکند در بسیاری از مواقع تغییر سبک زنگی ما را از مبتلا شدن به بسیاری از بیماریها و
مسائل روانشناختی مصون میدارد تصور کنید فردی که مهارتهای حل مسئله، کنترل خشم،
روابط بین فردی مؤثر و رفتار جراتمندانه را آموخته و آنها را به کار میبرد
نسبت به کسی که از این تواناییها برخوردار نیست در مقابله با مسائل زندگی و ناملایمات و یا در برقراری ارتباط مناسب با دیگران
چقدر میتواند قدرتمندانه و موفقتر عمل کند.
همه چیز
مهیاست برای یک شروع دیگر برای شروعی بهتر، ما نیازمند تغییرات وسیعی در همه ابعاد هستیم اما بیاییم این تغییرات را ابتدا از خود
شروع کنیم ابتدا از درون نه از بیرون، تغییرات مناسب درونی شرایط را برای تغییرات
بیرونی نیز مهیا میکند پس بیاییم گام اول را استوار برداریم و اعلام کنیم: غافل نخواهم بود و تغییر را شروع خواهم کرد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
کلمه ها عقاید شکل گرفته و افکار بیان شده
هستند به عبارت ساده آن چه می گویی فکری است که بیان می شود. کلمه ها و اندیشه ها دارای امواجی نیرومند هستند که به زندگی و امورمان
شکل می دهند. اگر یک کارگر بی سواد بتواند یک اصطلاحی را در دنیا شایع کند؛ پس من
و تو، ما و شما به طور حتم می توانیم استفاده از کلمه ها و اصطلاح های مثبت را در سطح کل ایران گسترش داده و انرژی مثبت را بین همه
پخش کنیم.
امروزه ثابت شده که کلمات منفی نیروی منفی به سمت شخص می
فرستند و او را به سمت منفی و بیماری سوق می دهند! به طور مثال وقتی به ما می
گویند خسته نباشی در اصل خستگی را به یادمان می آورند و ناخودآگاه احساس خستگی می کنیم (با خودتان امتحان کنید) اما اگر به جای آن از یک
عبارت مثبت استفاده شود نه تنها نیروی از دست رفته، ترمیم و خستگی جسم را از بین
می برد بلکه نیروی مثبت و سازنده ای را به افراد هدیه می دهیم.
مثال:
به جای پدرم درآمد؛ بگوییم : خیلی
راحت نبود
به جای خسته نباشید؛ بگوییم : خدا
قوت
به جای دستت درد نکنه ؛ بگوییم :
ممنون از محبتت، سلامت باشی
به جای ببخشید مزاحمتون شدم؛ بگوییم
: از این که وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشکرم
به جای لعنت بر پدر کسی که اینجا
آشغال بریزد؛ بگوییم: رحمت بر پدر کسی که اینجا آشغال نمی ریزد
به جای گرفتارم؛ بگوییم : در فرصت
مناسب با شما خواهم بود
به جای دروغ نگو؛ بگوییم : راست می
گی؟ راستی؟
به جای خدا بد نده؛ بگوییم : خدا
سلامتی بده
به جای قابل نداره؛ بگوییم : هدیه
برای شما
به جای فقیر هستم؛ بگوییم : ثروت
کمی دارم
به جای بد نیستم؛ بگوییم : خوب هستم
به جای بدرد من نمی خورد؛ بگوییم :
مناسب من نیست
به جای جانم به لبم رسید؛ بگوییم :
چندان هم راحت نبود
به جای فراموش نکنی؛ بگوییم : یادت
باشه
به جای داد نزن؛ بگوییم : آرام باش
به جای من مریض و غمگین نیستم؛
بگوییم : من سالم و با نشاط هستم
به جای غم آخرت باشد؛ بگوییم : شما
را در شادی ها ببینم
به جای چقدر شکسته شدی!
به جای چرا اینقدر موهات را سفید
کردی!
به جای چقدر پیر شدی!
اگر حرف مثبتی نداریم بزنیم، بهتر
است سکوت پیشه کنیم!
وقتی بعد از مدتی همدیگر را میبینیم،
به جای توجه کردن به نقاط ضعف همدیگر و نام بردن از آنها مثل:
"چقدر چاق شدی؟"، "چقدر لاغر
شدی؟"، "چقدر خسته به نظر میآیی؟"، "چرا موهات را این قدر کوتاه
کردی؟"، "چرا ریشت را بلند کردی؟"، "چرا توهمی؟"،
"چرا رنگت پریده؟"، "چرا تلفن نکردی؟"، "چرا حال مرا
نپرسیدی؟" و
...
بهتر است بگوییم : "سلام به روی
ماهت"، "چقدر خوشحال شدم تو را دیدم"، و ... عبارات دیگری که نه تنها بیانگر
نقاط ضعف طرف مقابل ما نیست بلکه نوعی اعتماد به نفس را به مخاطبمان القاء میکند.
البته اگر اصراری نداشته باشیم که حتماً درباره ی همدیگر اظهار نظر کنیم؛
وگرنه میشود که درباره ی موضوعات مشترک، البته در محوریت مثبت با هم صحبت
کنیم و با مصاحبت و تداوم دوستی با یکدیگر لذت ببریم.
دکتر ع.کاظمپور 16/01/1390