یک روز درهر ماه تعدادي از شهرسازان و معماران را جمع نمائید ,درخصوص موضوعات و مسائل شهر به گفتوگو و تحليل بپردازید.
اين اجتماع اگرچه با استقبال شهروندان همراه است، اما تاكنون فرصت ظهور نيافته است.
در این نشست گفتمان شهر كه به عنوان مثال با موضوع «نگاهي به راهبردهاي طرح جامع شهر» برگزارمی شود، كارشناسان زواياي گوناگون طرح جامع را بررسي می کنند .
در نشست گفتمان كه به دبيري یکی از پيشكسوت های شهرسازي تشکیل می گردد اعضای این میز گرد به بيان نظرات خود در مورد راهبردهاي طرح جامع شهر می پردازند.
رئيس این گروه ديدهبان ، با توجه به ماموريت جديد گروه ديدهبان شهر میتواند: «جوامع حرفهاي شهرسازي مانند جامعه مهندسين شهرساز، جامعه مهندسين مشاور ايران و انجمن صنفي مهندسين مشاور معمار و شهرساز، گروهي را پديد آورد تا با نگاهي فني-انساني به مسائل بنگرند . اين گروه باید بر این باور باشند كه طرح جامع شهر، توسعه شهر را قانونمند خواهد ساخت و جوامع حرفهاي يادشده نقش بزرگي در پديدآوردن طرح شهر بهعهده دارند.
در حقيقت طرح شهر نتيجه و دستاورد تعامل شهرداري ، مسكن و شهرسازي و حرفهمندان شهرسازي است و بهعلت خصلت راهبردي قابليت آن را دارد كه حين عمل و اجرا اصلاح و با شرايط توسعه، تطبيق داده شود. نظارت و مراقبت از نحوه اجراي طرح، وظيفه اصلي اين گروه است.» رییس این گروه برای تحققپذيري طرح جامع شهر و شيوه مونيتورينگ (كنترل و نظارت ) بهمنظور دستيابي به نتايج مطلوب از تمامي كارشناسان شهرسازي و رشتههاي همكار براي همكاري با گروه ديدهبان دعوت بهعمل می آورد . این نوع طرح جامع و تفصيلي شهربهدليل وجود برخي ويژگيها در نوع خود بيسابقه خواهد بود، ازجمله اين ويژگيها ميتوان به موارد زير اشاره كرد:
مسكن و شهرسازي و شهرداري اين طرح را بهطور مشترك تهيه
می کنند.
- طرح
جامع و طرح تفصيلي همزمان تهيه می شود.
- طرح
در مقياس سطوح و موضوعات متفاوت به شكل رفتوبرگشتي انجام می شود.
- طرح
جامع و تفصيلي با رويكرد راهبردي تهيه می گردد.
«تهيه طرح جامع شهر با رويكرد نويني سامان می یابد به طوری كه از يكسو مبتني بر تجارب
كشور در چند دهه گذشته و
ارزيابي و آسيبشناسي روشهاي نويني براي برنامهريزي توسعه
شهري
است كه بهويژه با شرايط بومي ما،
سازگاري
بيشتري دارد. نکات اساسي در اين رويكرد
نوين، به قرار زير است:
- توجه جدي به
رهيافتهاي مشاركتي در
فرايند تصميمسازي و تصميمگيري
- توجه
اساسي به تهيه اسنادي كارآمد و انعطافپذير براي توسعه
شهر
- توجه
همهجانبه به تمامي وجوه توسعه
شهري(زيستمحيطي،
اجتماعي، اقتصادي، كالبدي،
زيرساختها و حملونقل، مديريت و تشكيلات
و...) و پرهيز از نگرش صرفا فيزيكي-
كالبدي به توسعهي شهري
- توجه
سيستمي به سطوح توسعه شهري شامل سطوح
فراشهري (جهاني، ملي، منطقهاي و عمومي)، شهري و خردهسيستمهاي شهري (حوزهها و مناطق).»
سازماندهي مناسب براي تهيه طرح، با جلب مشاركت دستگاههاي ذينفع، گروههاي تخصصي، نهادهاي هدايت و هماهنگي براساس موارد زير اعلام می شود:
- همكاري و
مشاركت مسكن وشهرسازی ،و شهرداري شهر
- تشكيل
شورايي براي راهبري و هدايت طرح، متشكل از مسئولان ذينفع و متخصصان شهرسازي
- مشاركت نهاد های تخصصي (مشاوران مطالعات فرادست، مكمل
پشتيبان و مشاور اصلي (
- مشاركت
مشاوران شهرساز براي مطالعات منطقهاي و تهيه طرحهاي تفصيلي مناطق شهري
- بهرهگيري از كارشناسان متخصص
متعدد (براي مشاوره علمي، ارزيابي
و بررسي مطالعات )
باید
تاکید نمود که (به اعتبار موارد بالا معرفي اين اسناد براي حرفهمندان، مديران شهري، دانشگاهيان و
دانشجويان شهرسازي ضروري بهنظر ميرسد . )
چالشهاي برنامهريزي توسعه در ايران در 3 بخش 1- چالشهاي مربوط به تصميمسازي 2- چالشهاي مربوط به تصميمگيري 3- چالشهاي مربوط به تحققپذيري و اجرا دستهبندي می گردد . «بديهياست موانع و محدوديتهاي مرحله بلوغ قوانين، بستر و عامل كليدي در چالشهاي موجود در تمامي بخشهاي سهگانه خواهد بود. پارادايم تفكر راهبردي شهرسازي در جهان مبتني بر دمكراسي اجتماعي، تصميمسازي و بلوغ قوانين بوده است كه بسترساز تصميمگيري پايدار و در نتيجه توزيع متعادل ثروت و تسهيلات در آحاد جامعه شده است.
انعكاس اين محتوا در تكنيك برنامهريزي برقراري سلسلهمراتب در تقدم تصميمات، دستيابي به چشماندازهاي جمعي و «نبود قطعيت» در محتواي اسنادي در سطوح راهبردي به چشم ميخورد. جوامع مختلف به لحاظ رشد و بلوغ قوانين شهري و ميزان تمركز در تصميمگيري، شرايط تحول در روشهاي تصميمسازي را فراهم ميسازند. به كارگيري روشهاي پوزيتيو و سلسلهمراتبدهی به سطوح تصميمات در برنامهريزي، مهمترين بخش در رويكرد راهبردي محسوب ميشود. بديهياست اين مهم بايد در بستر حقوقي و مديريتي جوامع محلي بسترسازي شود.
«تصميمگيري جمعي التزام به سلسلهمراتبدهي در سطوح تصميمسازي را قوت ميبخشد. اين مهم از چالشهاي كليدي پايهگذاري چشمانداز جمعي محسوب ميشود و نخستين قدم از مرحله تصميمسازي را بهخود اختصاص ميدهد. بديهياست چگونگي دستيابي به آن، محتواي تصميمسازي در ارائه راهكارها و راهبردها خواهد بود كه با منافع گستره وسيعي از آحاد جامعه عجين است. با توجه بهمراتب فوق دمكراسي ايجاد تعادلهاي اجتماعي، فقرزدايي و تعادل در اشتغال و خدمات از مهمترين اهداف اين چشمانداز است. در نظامهاي تصميمساز متمركز تمامي سطوح و محتواي توسعه بهگونهاي يكجا( طرح جامع) در انحصار اقتدار تصميمساز يعني كارفرما و مشاور وي بوده است.
به همين دليل تحققپذيري آن نيز محدود به حيطه عمل آنها يعني اجراي بخشي از شبكه معابر است كه به كرات شاهد آن بودهايم. بنابراين بلوغ و دمكراسي در نظام برنامهريزي، نيازمند سطوح برنامهاي و تعدد گروههاي تصميمگيري است.
پيشنياز بهكارگيري اين رويكرد (رويكرد راهبردي) مستلزم تحول در روش و تكنيك برنامهريزي و پذيرش انعطاف و نبود قطعيت است. متأسفانه نبود رشد و تحول قوانين شهري در كشورمان شرايط تحقق اين رويكرد را با موانع، روبهرو ساخته است. انعطاف در سطوح تصميمسازي كه متضمن منافع آحاد جامعه است نيازمند تحول در بستر قانوني شهرسازي است، در غيراين صورت محصول تصميمسازي به جز سند تصميمات يكپارچه شناخته شده موجود (طرحهاي جامع و تفصيلي موسوم از 5دهه پيش) نخواهد بود.
ع.کاظم پور
10/4/88