
نويسنده: صديقه رضواني نيا
وحدت حوزه و دانشگاه يکي از راهبردهاي مهم امام خميني(ره) براي اعتلا و پيشرفت ايران اسلامي بود که از همان ماه هاي آغازين تأسيس نظام اسلامي از سوي ايشان دنبال شد و سرانجام پس از شهادت حجت الاسلام دکتر محمد مفتح در ۲۷ آذر ۱۳۵۸ توسط گروه منحرف فرقان، روز شهادت ايشان به نام روز وحدت حوزه و دانشگاه نام گذاري شد.
از همان زمان تلاش ها و اقدام هاي عملي قابل توجهي در راستاي تحقق اين وحدت برداشته شد و تعامل هاي متعددي ميان حوزويان و دانشگاهيان صورت گرفت. موضوع اسلامي شدن دانشگاه ها و به دنبال آن نهضت توليد علم، که نزديک به دو دهه قبل توسط رهبر معظم انقلاب اسلامي مطرح شد، از گام هاي مهم نظام در راستاي وحدت اين دو نهاد تأثيرگذار بود. در سال هاي اخير هم بحث اسلامي شدن علوم انساني و بومي شدن آن که باز هم از سوي حضرت آيت ا... خامنه اي مطرح شد، گام مهم ديگري در اين راستا بود که بيش از پيش زمينه هاي هماهنگي و هم سو شدن حوزه و دانشگاه را فراهم مي آورد. هم چنين تلاش هايي که با رهنمودهاي ايشان در حوزه هاي علميه نيز صورت گرفت، فضا و شرايط تعامل حوزويان با دانشگاهيان را مهياتر کرد.
به نظر مي رسد اکنون با گذشت بيش از سه دهه از روزي که به طور رسمي راهبرد وحدت به عنوان يک نياز حياتي مورد توجه نظام اسلامي قرار گرفت، زمينه ها و بسترهاي وحدت بيش از گذشته فراهم شده است و بايد اين دو نهاد مهم گام اساسي براي تمدن سازي را بردارند. اين گام هم با همکاري و همفکري اين دو مرکز در توليد علوم انساني اسلامي، تبيين و ارائه الگوي اسلامي ايراني پيشرفت و طراحي دانشگاه تراز جامعه اسلامي ايراني تحقق مي يابد.
در گفت وگويي با 2 تن از صاحب نظران حوزه و دانشگاه زمينه ها و برداشت ها از وحدت و نيازهاي امروز آن را بررسي کرده ايم.
حيدرزاده مدير برنامه ريزي فرهنگي سياسي دفاتر نهاد رهبري در دانشگاه ها با بيان اين که مقايسه وضعيت وحدت حوزه و دانشگاه در قبل و پس از انقلاب ها پيشرفت هاي ما را در اين زمينه نشان مي دهد، گفت: نتايج بررسي ما نشان مي دهد که فاصله بين حوزه و دانشگاه در اين سه دهه تا حدي برداشته شده است. به عنوان مثال خيلي از طلبه ها امروز در متن حوادث اجتماعي و سياسي و فرهنگي جامعه حضور دارند و اقشار مختلف جامعه از حضورشان بهره مي گيرند و ارتباط خوبي با آن ها دارند؛ در حالي که قبل از انقلاب بيشتر دانشگاهيان مي توانستند با اقشار مختلف به ويژه جوانان ارتباط برقرار کنند. نگاه استادان و نخبگان دانشگاهي نيز به حوزوي ها تا حدي تغيير يافته و ارتقا پيدا کرده است.
وي با بيان اين که آسيب بحث وحدت حوزه و دانشگاه، نگاه کليشه اي و شعاري نسبت به اين موضوع است گفت: اگر ما مقصود اصلي حضرت امام(ره) را به عنوان مبدع اين نظريه به طور عميق دريابيم آن وقت عملکرد ما متفاوت خواهد شد. برداشت برخي افراد از وحدت اين دو مرکز، حضور برخي حوزويان در عرصه دانشگاه و حضور دانشگاهيان در حوزه است در حالي که امام(ره) متوجه توطئه پيچيده دشمن در اين زمينه به منظور فاصله انداختن بين اين دو نهاد بسيار مهم کشور شده بودند و مي دانستند که دشمن چه سوء استفاده هايي از اين تفرقه کرده است و در آينده نيز اين سوء استفاده ها ممکن است ادامه يابد.
لذا نگاه امام(ره) نسبت به اين مسئله بسيار کلان و استراتژيک و محوري و دقيق بود. ايشان به دنبال اين بودند که حوزويان و دانشگاهيان اين مسئله را دريابند و اجازه ندهند دشمن از طريق آن ها به اهداف خود دست يابند.
بنابراين حوزه و دانشگاه از نظر امام(ره)، در عين اختلاف نظرها، بايد با يک نگاه کلان مثل يک يد واحد در کشور عمل کنند.
وي افزود: به اعتقاد من حتي امام(ره) تفاوتي بين اين دو مرکز نمي ديدند و معتقد بودند حوزه از طريق «نقل» به حقايق دست مي يابد و دانشگاه هم از طريق علوم تجربي به اين حقايق نائل مي شود. با اين نگاه دانشگاه مرکزي سکولار که ربطي به دين ندارد، تعريف نمي شود و حوزه نيز به عنوان مرکزي که صرفا به علوم ديني مي پردازد و به مسائل روز و جامعه توجهي ندارد، معرفي نمي شود که حالا ما از طريق وحدت بخواهيم دانشگاه سکولار را ديني و حوزه دور از مسائل روز را به روز کنيم.
متأسفانه گاه با چنين نگرش هايي وحدت حوزه و دانشگاه تفسير مي شود. در حالي که ما معتقديم حوزه ما تا حدي به روز و دانشگاه ما تا حدي ديني است اما اين دو مرکز بايد افق ديد خود را گسترش دهند و در عين اين که اختلاف هايي با يکديگر دارند، براي کم کردن فاصله ها و از همه مهم تر عمل در يک جهت تلاش کنند و همپاي يکديگر به نظام اسلامي ياري برسانند.
همچنين حجت الاسلام فلاح رفيع مسئول دفتر نهاد نمايندگي رهبري در دانشگاه تربيت مدرس با بيان اين که پس از گذشت سه دهه از انقلاب اسلامي گاهي بحث وحدت حوزه و دانشگاه به گونه اي مطرح مي شود که گويي ما بايد ابتدا اين مفاهيم را تعريف و سپس درباره آ ن بحث کنيم، اظهار داشت: متاسفانه هنوز در جامعه ما درباره ضرورت وحدت حوزه و دانشگاه، وحدت نظر وجود ندارد.
به عنوان نمونه برخي تصور مي کنند مقصودامام(ره) يا مقام معظم رهبري از اين بحث يکي شدن حوزه و دانشگاه و ادغام آن ها با يکديگر است. در مقابل عده اي بحث هاي ديگري مطرح مي کنند. درحالي که منظور از وحدت هم جهت بودن مسير حرکت اين دو نهاد است.
وي افزود: به غير از دشمن که مدام تفرقه و فاصله بين حوزه و دانشگاه را مطرح مي کند و به دنبال آن است که اين دو نهاد مهم علمي و فرهنگ ساز کشور از يکديگر فاصله بگيرند، عده اي در داخل نيز دانسته يا نادانسته دچار اين اشتباه مي شوند و آن را تکرار و با نگاهي نه چندان مثبت به وحدت حوزه و دانشگاه مي نگرند.
فلاح رفيع با اشاره به اين که بهترين نوع وحدت حوزه و دانشگاه، وحدت در اصول است گفت: وحدت حوزه و دانشگاه مستلزم پذيرفتن يک سري از اصول مشترک است. کسي نمي تواند در عرصه نظر معتقد به اين وحدت باشد ولي در عمل از اصول مشترک پيروي نکند.
چنين فردي دچار تعارض است و اين تعارض فکري او در عرصه عمل هم خود را نشان مي دهد. متاسفانه چنين وضعيتي بين حوزويان و دانشگاهيان فراوان ديده مي شود.
وي به برخي اصول مشترکي که هم حوزه و هم دانشگاه بايد به آن باور داشته باشند تا وحدت تحقق يابد، اشاره و خاطرنشان کرد: يگانگي علم و دين و فاصله نداشتن اين دو از هم اصل مهمي است که مي توان گفت اساس نظري تفرقه اين دو نهاد مهم، تعارض در اعتقاد به اين اصل است زيرا گاهي در فضاي دانشگاه بين علم و دين تضاد قائل مي شوند و معتقدند علوم مرسوم در حوزه مبتني بر دين و علوم رايج در دانشگاه ها مبتني بر علم تجربي جديد است و از آن جا که علم تجربي با دين در تضاد است پس اين دو نهاد که هرکدام يکي از اين علوم را دنبال مي کنند، با يکديگر تعارض پيدا مي کنند. حتي گاهي علوم مرسوم در حوزه علم شمرده نمي شود چون گفته مي شود اين علوم اثبات پذير و تجربه پذير نيست.
درحالي که چنين باوري در انديشه و آموزه هاي اسلامي و در عالم اسلام از گذشته هاي دور تا کنون معنايي نداشته است. علم و دين هر دو عواملي براي رشد و کمال انسان است که مثل دوبال انسان را پرواز مي دهد حتي اگر اين علم تجربي باشد.
بايد توجه داشت که بنيان تفکر جدايي دين از علم از قرن ۱۶ به بعد توسط غربي ها پديد آمد و علم ساحت خود را از معرفت جدا کرد و فقط به ساحت تجربه محدود شد.
فلاح رفيع با اشاره به اين که انسان براي سعادت در دنيا و آخرت به علم و دين توام نياز دارد، گفت: اگر کسي چنين اصلي را پذيرفته باشد، نمي تواند منکر وحدت حوزه و دانشگاه شود.
چون مي داند انسان از طريق دين نيازهاي روحي و معنوي خود را تامين مي کند و از طريق علوم تجربي نيز نيازهاي جسمي و روزمره انسان برآورده مي شود که نتيجه چنين تفکري وحدت بين اين دو نهاد است.
حتي در دنياي غرب پس از گذشت قرن ها دوباره به اين تفکر بازگشته اند که انسان نيازمند علم و دين توام است. به همين دليل در کشورهاي غربي کشيش ها سراغ علوم تجربي و روز رفته اند و آن ها را آموخته اند و در مقابل متخصصان و دانشمندان بسياري نيز سراغ علوم ديني رفته اند بنابراين وقتي غرب که زماني به چنين باوري اعتقاد نداشت، به اين نتيجه رسيده است، ما که براساس باورهايمان به اين اصل اعتقاد داريم نبايد در وحدت اين دو ترديدي داشته باشيم.
وي اعتقاد به آرمان ها و اهداف کلان و بلندمدت را از ديگر اصولي دانست که بين دو نهاد حوزه و دانشگاه وحدت برقرار مي کند.
وي افزود: حوزه و دانشگاه بايد بدانند که آرمان و هدف آن ها بايد تعالي کشور و جامعه باشد و هر دو بايد در اين مسير حرکت کنند اگرچه ممکن است روش ها متفاوت باشد يعني حوزه علميه از طريق علوم ديني و دانشگاه از طريق علوم تجربي، به دنبال چنين آرماني باشند ولي هر دو اگر چنين مسيري را طي نکنند به کشور خود خدمت نکرده اند.
فلاح رفيع، اعتدال را در وحدت حوزه دانشگاه ضروري دانست و گفت: فرهيختگان و علماي هر دو نهاد بايد از افراط و تفريط دوري کنند و بدانند که هر گروه به ديگري نياز دارد. دانشگاهيان که اغلب با علوم تجربي سر و کار دارند بايد از نگاه دين نسبت به اين پديده ها و راز و رمزهايي که در دين مطرح شده است آگاه باشند و توجه کنند که اين پديده ها جلوه اي از جمال و جلال الهي اند و علماي دين هم بايد به اين پديده ها آشنا شوند تا نگرش دقيق و عميق تري نسبت به دين پيدا کنند.
وي به راهکارهاي تحقق وحدت حوزه و دانشگاه نيز اشاره کرد و گفت: تعامل و ارتباط بيشتري بين اين دو مرکز، باعث از بين رفتن فاصله بين آن ها و اختلافاتشان مي شود.
معمولا سوال هاي تازه و جديدتر در حوزه مطالعات اجتماعي و علوم اجتماعي را نخبگان دانشگاه زودتر در مي يابند که دين هم بايد براي آن ها به لحاظ شرعي پاسخ داشته باشد. افرادي مثل شهيدمطهري بيان مي کنند که ما از وقتي با دانشگاه مرتبط شديم بهتر توانستيم با مسائل روز جامعه آشنا شويم و پاسخ گوي آن نيازها بر اساس دين باشيم. همين آشنايي با دانشگاه براي شخصيت هايي مثل شهيدمطهري و شهيدمفتح باعث کاربردي شدن علم و گسترش دانسته هايشان شد.
دانشگاهيان بايد با دين و مباني آن از طريق حوزوي ها آشنا شوند بالاخره ما مسلمانيم و نبايد با اين مفاهيم بيگانه و ناآشنا باشيم.
بنابراين توليد سوال و پرسش که باعث گسترش و رشد علم مي شود در کشور ما معمولا توسط دانشگاهيان است و اين سوال ها باعث گسترش و تعميق و کاربردي شدن علوم حوزوي مي شود.
دانشگاه معمولا نيازهاي معنوي خود را از طريق حوزه تامين مي کند. حوزه با تربيت استادان متخلق به آموزه ها و اخلاق ديني، نيازهاي معنوي دانشگاه را برطرف مي کند و تشنگي معنوي را که در آن فضا وجود دارد پاسخ مي دهد.
وي تشکيل جلسات نقد و بررسي بين حوزه و دانشگاه را در راستاي وحدت اين دور ارزيابي کرد و گفت: در اين جلسات سوءتفاهم ها ونقاط اختلاف و اشتراک نظرها بيان مي شود و هر دو گروه از دانسته هاي يکديگر آگاه مي شوند. البته در اين همايش ها بايد خطرات تفرقه و جدايي حوزه و دانشگاه و تبعاتي که براي کشور و جامعه در پي دارد به نخبگان هر دو مرکز گوشزد شود.
وي با بيان اين که حوزه و دانشگاه بايد از پيشينه و گذشته خود در جهان اسلام اطلاع داشته باشند، اظهار داشت: وقتي تاريخ را مرور مي کنيم در مي يابيم که اساسا در جهان اسلام مراکز بزرگ علمي و دانشگاهي از دل حوزه هاي علميه پديد آمده اند به عبارتي از بطن حوزه هاي ما، دانشگاه هاي معتبر و بزرگ ما به وجود آمده اند.
حتي دانشگاه هاي دنياي غرب به تقليد از جهان اسلام پديد آمد. اگر ما به اين پيشينه توجه داشته باشيم به خصوص دانشگاه اگر رشد خود را مرهون حوزه ببيند، آن گاه جدي تر در مسير تعامل گام بر خواهد داشت.
فلاح رفيع با اشاره به اين که ما در عصرها و زمان هاي مختلف بايد متناسب با اقتضائات و نيازهاي جامعه، وحدت حوزه و دانشگاه را تعريف و تبيين کنيم، تصريح کرد: اين که ما وحدت را در چارچوب خاصي تعريف و مدام ارزيابي کنيم که آيا اين وحدت مورد نظر محقق شده است يا نه، درست نيست.
ما بايد متناسب با شرايط زمان و نيازها، وحدت را تبيين کنيم و در اين مسير آسيب شناسي کنيم. بايد اين وحدت را بازخواني و بازبيني کنيم و به دنبال الگوسازي در اين زمينه باشيم. کشور ما نبايد در زمينه هاي علمي مقلد محض غرب باقي بماند. ما ظرفيت حوزه و دانشگاهي داريم که در جهان بي نظير است و متناسب با آموزه هاي ديني و شرايط بومي بايد از اين قابليت ها و فرصت ها بهره گيريم. چون مسلمان شيعه ايراني دين وعلم هر دو را مي خواهد و براي رسيدن به سعادت به جهان معنوي و دنياي مادي توام نياز دارد.
وي با اشاره به اين که برخلاف ديدگاه برخي ها، وحدت حوزه و دانشگاه حتي قبل از انقلاب به شکل درخشاني وجود داشته است و ما تجربه هاي موفقي در اين زمينه داشته ايم، گفت: ارتباط حوزه و دانشگاه قبل از انقلاب اگرچه کمرنگ بود ولي افرادي مثل شهيدمطهري و شهيدمفتح از حوزه به دانشگاه رفتند و اين اتصال را برقرار کردند.
اما امروز وحدت حوزه و دانشگاه معناي خاص و ابعاد گسترده اي يافته و به اعتقاد من تعالي و رشد و کمال کشور و جامعه ما در گرو وحدت حوزه و دانشگاه است. چون اين دو مرکز در موفقيت نظام اسلامي بسيار تاثيرگذارند و ما با خلاصه کردن وحدت به فعاليت هاي بسيار محدود نمي توانيم به موفقيت نظام اسلامي در ابعاد مختلف اميدوار باشيم.
هادي محمدي / مراسم بزرگداشت سي و دومين سالگرد شهادت آيت ا... دکتر مفتح با حضور پرشور اقشارمختلف مردم و مسئولين نظام جمعه شب گذشته در مسجد قباي تهران برگزار شد.آيت ا... محمدي امام جمعه همدان به نمايندگي از دفتر رهبر معظم انقلاب ، علي لاريجاني رييس مجلس شوراي اسلامي ، محمدرضا رحيمي معاون اول رييس جمهور ، محسن رضايي دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام ، حجج اسلام دعايي ،ابوترابي ، اکرمي ،رازيني ،علوي و زريبافان رييس بنياد شهيد و ايثارگران ، عادل آذر رييس مرکزآمار، محمد کوثري و حسن غفوري فرد نمايندگان مردم تهران در مجلس و حسين مظفر عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام از جمله مسئولان حاضر در مراسم بودند.به گزارش خراسان در اين مراسم حجت الاسلام والمسلمين ابوترابي نماينده قزوين در مجلس شوراي اسلامي در سخناني ضمن گراميداشت ياد و خاطره شهيد مفتح از اسلام سياسي به عنوان رمز پيروزي مسلمانان در تاريخ ياد کرد و شهيد مفتح را دست پرورده اين مکتب به استادي امام خميني(ره) دانست.معاون رييس قوه مقننه با اشاره به شکست ذلت بار آمريکا در عراق و موج بيداري اسلامي در منطقه خاورميانه آنها را نشانه هايي روشن از پيروزي اسلام و رجوع مسلمانان به اصول و مباني ارزشي خود عنوان کرد که توانسته اند بزرگترين ضربات را در سالهاي اخير به مباني اعتقادي استکبار جهاني در همه عرصه ها وارد سازند. وي در ادامه آفت بزرگ در مکتب اسلام اجتماعي و سياسي به عنوان تفکري بنيادي و اثربخش را دوري از راه و ياد امام(ره) و مقام معظم رهبري به عنوان بهترين اساتيد اين مکتب دانست.حجت الاسلام ابوترابي در پايان شهيد مفتح ها را به همراه مطهري ها و بهشتي ها را سازندگان خاکريزي دانست که از همان اول انقلاب توانستند از نفوذ تفکرات الحادي و ضد دين جلوگيري کنند و تا امروز که اين سنگر توسط رهبر معظم انقلاب حفظ و حراست مي شود به اثرگذاري خود درجامعه علي رغم فقدان جسماني آنها ادامه دهند و راه و سيره عملي و نظري اين شهيدان والامقام مي تواند به عنوان چراغي روشن پيش روي حرکت جامعه اسلامي ، ما را به پيروزي هاي بزرگتر در آينده رهنمون کند.
http://www.khorasannews.com/News.aspx?type=1&year=1390&month=9&day=27&id=1287025
27/09/1390