خبرگزاری فارس: نماز حاجت نمازی است که انسان در هنگام گرفتاری و ابتلا و برای خدا می خواند، به قصد تقرب نماز را بجا می آورد، ولی داعی و انگیزه او برای این نماز حاجتی بوده که او را دعوت کرده.
آیت الله سیدمحمدحسین حسینی طهرانی(ره)
قال الله الحکیم فی کتاب ه الکریم: «و اسْتَعینُوا بِالصبْرِ وَ الصلاة وَ إِنهـا لَکبیرَة إِلا عَلَى الْخاشِعینَ» (بقره:54)
خدای تبارک و تعالی در این آیه مبارکه می فرماید: «برای حوائج خود استعانت
بجویید به نماز و روزه و این استعانت به نماز و روزه کار بسیار مهمی است و
کار بزرگی است، به ویژه برای افرادی که نسبت به ساحت مقدس خدا خشوع دارند و
دل شان شکسته و در تمام امور می خواهند که از ناحیه ساحت مقدس او رفع نیاز
آنها بشود.»
انسان طبیعتش این طور است که در این دنیا به هر مشکلی برخورد کند، می
خواهد که کاری بکند که آن مشکل برای او آسان بشود، دنبال سبب و علتی می
گردد برای رفع آن اشکال؛ به آن علت و سبب که می رسد، می بیند که آن رفع
اشکال نمی کند، دنبال سبب دیگر می گردد؛ دنبال آن می رود آن هم رفع اشکال
نمی کند؛ باز دنبال سبب دیگر، می بیند که رفع اشکال نکرد، بلکه بسیاری از
این اسباب گره به روی گره اضافه کرد و بر اشکال افزود؛ تا سرحدی که انسان
بالوجدان می یابد که دنبال هر یک از این اسباب برود بی نتیجه است. آن وقت
دل به خدا می دهد و از آن مسبب الأسباب استمداد و استعانت می جوید برای رفع
این مشکل.
چه خوب است انسان قبل از اینکه به بن بست برخورد کند با این رمز آشنا بشود
و از اول حوائج خود را از خدا طلب کند و موجوداتی که در این عالم به عنوان
سبب سر راه قرار گرفته اند به آنها به نظر استقلال ننگرد، بلکه آنها را
واسطه در غیب از عالم ربوبی ببیند؛ این معنی «توحید» است.
«صبر» در روایات تفسیر به روزه شده و در عین حال می تواند آن معنی عام خود
را هم دارا باشد؛ یعنی استقامت، پافشاری، شکیبایی. به نماز استعانت بجویید
و این خیلی کار مهمی است که افراد با اینکه اسباب مختلفه ای را برای
برآورده شدن منویات و حاجات خود درک می کنند، اینها همیشه منقطع به سوی خدا
باشند و استمداد از او کنند؛ این کار، کار مهمی است ولی برای نمازگزاران و
خاشعین کار مهمی نیست؛ زیرا آنها مطلب را درک کرده اند که تمام این عالم
وجود از خدا مستفیض می شود و نعمت وجود از ساحت مقدس او بر عالم افاضه می
شود و ماسوی الله هر موجودی از موجودات از خود اختیاری، استقلالی، اراده ای
جز اراده پروردگار ندارند؛ این حقیقت توحید است. بنابراین چرا خود را خسته
کنند و بیراهه بروند و با دیده باطل به سوی موجودات عاجز این جهان بنگرند و
از آنها تقاضای حاجت کنند؟! آنها می دانند که کار از دست مسبب الأسباب
ساخته است و لذا یکسره به او رجوع می کنند؛. «وإِنها لَکبیرَة إِلا عَلَى
الْخاشِعینَ»
«إِن الذیـنَ تَـدْعُـونَ مِنْ دُونِ الـلـهِ لَنْ » یَخْلُقُوا ذُباباً
وَ لَـوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَ إِنْ یَسْلُبْهُمُ الذبابُ شَیْئاً لا
یَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُ َالطالِبُ و المطلوب» (حج:73) یعنی هر موجودی
را انسان به جز خدا اگر محل اتکا و اعتماد قرار بدهد و از او درخواست کند
که حوائج او را برآورده کند، نمی تواند؛ آن مرادهای انسان نمی توانند یک
مگس بیافرینند! و اگر یک مگس از آنها یک غذایی بردارد و برباید و ببرد، نمی
توانند دنبال آن مگس بیفتند و آن غذا را از او پس بگیرند! بنابراین تمام
طالبان (یعنی افرادی که به غیر خدا متمسکند) و تمام مطلوبان (یعنی اشخاصی
که این طالبان از آنها تقاضای رفع حوائج خود می کنند و به آنها متکی هستند)
همه ضعیفند و فقیر! و موجود فقیر و ضعیف که نمی تواند انسان را غنی کند،
موجود عاجز که نمی تواند انسان را توانگر کند.
«یا أیها الناس أنتم الفقراء لی الله و الله هو الغن ی الحمید» (فاطر: 15)
یعنی ای مردم بدانید! که تمام شما نیازمندانید به سوی پروردگار و تمام
وجود شما با ضعف و عجز و ناتوانی خمیر و سرشته شده است و خداست که غنی است و
بس! بنابراین در تمام مشکلات به او متوجه شوید و از او استمداد کنید.
یکی از دستوراتی که در شریعت مقدس اسلام هست، نماز حاجت است. نماز حاجت
نمازی است که انسان در هنگام گرفتاری و ابتلا و برای خدا می خواند، به قصد
تقرب نماز را بجا می آورد، ولی داعی و انگیزه او برای این نماز حاجتی بوده
که او را دعوت کرده.
در روایات بسیار زیادی داریم وقتی مشکلی به شما روی آور می شود نماز
بخوانید و از خدا بخواهید مشکل برطرف می شود. اگر به آن روزه ای را هم
ضمیمه کنید چه بهتر؛ یک روز روزه بگیرید بعد شب که می شود دو رکعت نماز
بخوانید و در سجده آخر خدا را قسم بدهید و از او تقاضا کنید که حاجت را
برآورد؛ یا سه روز روزه بگیرید: روز چهارشنبه و پنج شنبه و جمعه، در روز
جمعه با حال روزه چند رکعت نماز بخوانید و از خدا تقاضا کنید، حاجت شما را
می دهد.
در کتاب شریف «کافی» محمدبن یعقوب کلینی روایت می کند از اسماعیل بن أرقط
(که خواهرزاده حضرت امام جعفر صادق(ع) است؛ مادر اسماعیل بن أرقط ام سلمه
است که خواهر حضرت صادق(ع) است) اسماعیل می گوید: «من مریض شدم، مشرف به
موت، در شب ماه رمضان بود، نفس من از بدن من بیرون آمد، جان من از بدن من
بیرون آمد؛ تمام اقوام و عشیره حاضر شدند برای تجهیز و تکفین و حمل جنازه.
حضرت امام جعفر صادق(ع) که دایی من بودند آمدند؛ مادر من خیلی بی تابی و
گریه می کرد.
حضرت فرمودند: چرا بی تابی می کنی؟
گفت: ای برادر مگر نمی بینی جوانم را که دارای همه گونه محاسن اخلاق و رفتار بود از دست دادم!
حضرت فرمودند: فوراً غسل کن، برو در بالای پشت بام، در جایی که بین تو و
آسمان حاجبی نباشد، دو رکعت نماز بخوان و بگو: «ای خدایی که از هیچ او را
به من هبه کردی و بخشیدی، الآن از تو ساخته است که این جوان را به من
برگردانی!»
مادر من غسل می کند و می رود در بالای پشت بام، با همین کیفیت با آن حال
اضطرار و التجایی که داشته دو رکعت نماز می خواند و بعد از پله ها می آید
پایین. می گوید: من در عالم دیگر بودم، مثل یک مرغی که بر فراز آسمان باشد
کم کم می آید روی زمین و کم کم می خواهد در نقطه معینی بنشیند، دور می زند و
می خواهد بنشیند، همین طور من آمدم و آمدم و در قالبم جای گرفتم و برخاستم
و نشستم و حالم خوب شد! هیچ اثری از مرض در خود نیافتم! و آن شب اهل خانه
چون ماه مبارک رمضان بود برای خود هریسه درست کرده بودند برای سحری خود؛
(یعنی حلیم) آن هریسه را هم برای من آوردند و من هریسه خوردم و آن روز را
روزه گرفتم.»
باز در کتاب «کافی» روایت می کند از جمیل (جمیل بن دراج از اصحاب حضرت
است): «در خدمت حضرت صادق(ع) بودم، یک زنی با حال نگرانی و اضطراب آمد و
گفت: بچه ام را پهلوی خودم خواباندم، این کودک برگشته، به رو روی فرشی
افتاده و خفه شده، وجدته میتًا، دیدم که مرده! حال چه کنم؟
حضرت فرمودند: شاید نمرده باشد فوراً برو منزل، سراغ بچه نرو، غسل کن، دو
رکعت نماز بخوان و بگو: «ای خدایی که از هیچ او را به من هبه کردی و بخشیدی
می توانی باز او را به من برگردانی؛ او را به من هبه کن!» و این مطلب را
هم مخفی بدار، با کسی بازگو نکن. زن می آید منزل، غسل می کند، در اتاق دیگر
دو رکعت نماز می خواند. می گوید: رفتم و بچه را تکان دادم «فذاً وجدته
یبکی!» دیدم بچه دارد گریه می کند!»
نظیر اینها خیلی زیاد است. جنگ بدر؛ جنگ خیلی سختی بود! پیغمبر(ص) استعانت
جستند به نماز حاجت. در تمام دوران جنگ پیغمبر(ص) مشغول خواندن نماز و دعا
بودند و در تمام جنگ های اسلام یگانه جنگی که از اول تا به آخر پیغمبر(ص)
به دعا مشغول بودند همین جنگ است. به اتفاق تمام تواریخ شیعه و سنی در این
جنگ هفتاد نفر از کفار کشته شدند و چهارده نفر از مسلمان ها. از کفار هفتاد
نفر کشته شدند مانند: عتبه، شیبه، ولید، امیه بن خلف، حکیم بن حزام، تمام
این روسا، ابوجهل که رئیس فتنه بود در این جنگ کشته شد. کفار رو به هزیمت
گذاشتند، مسلمان ها به دنبال آنها هفتاد نفر اسیر گرفتند؛ خیلی عجیب است
سیصد و سیزده نفر، هفتاد نفر بکشند و هفتاد نفر اسیر بگیرند!
منبع :هفته نامه صبح صادق انتهای متن/
91/01/28
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910128000739
29/01/91