
خبرگزاری فارس: با توسعة سیاسی و اجتماعی کشورهای درحال توسعه زمینه برای بروز استعدادهای ذهنی نخبگان و برخورداری از شأن و احترام لازمه در جامعه فراهم میآید که خود انگیزهای قوی برای ماندن آنها در کشور خود به شمار میآید.
طی سالهای اخیر بارها و بارها رسانه های داخلی و بین المللی به بررسی پدیده فرار مغزها از کشور پرداخته اند. امری که مختص به ایران نمی باشد و بسیای از نخبگان کشورهای جهان سومی و در حال توسعه برای آنچه زندگی بهتر و پیشرفت می نامند کشورهای محل تولد خود را ترک کرده و به یکی از کشورهای اروپایی یا آمریکایی مهاجرت می کنند.
فرار مغزها به عنوان یک آسیب اجتماعی مختص کشورهای جهان سوم، بیش از یک ربع قرن است که جوانان جهان سومی را نیز به دام خود گرفتار کرده است. این عارضه که از منظر آسیب شناسان به نوعی استثمار شدگی کشورهای جهان سوم، توسط کشورهای توسعه یافته محسوب میشود به عنوان مخربترین بحران اجتماعی شناخته و تعریف شده است.در این نوشتار بر آنیم ضمن تعریف اصطلاح فرار مغزها، بدلایل این امر و ارائه راهکارهایی برای کاهش هر چه بیشتر این رخداد در کشورمان بپردازیم.
تعریف اصلاح فرار مغزها
به پدیده مهاجرت گسترده تحصیلکردگان، دانشگاهیان و دانشمندان یک کشور یا جامعه به کشورهای دیگر، اصطلاحاً فرار مغزها گفته میشود، که معمولاً به خاطر کمبود موقعیتهای شغلی، درگیریهای سیاسی و نظامی، و خطرات جانی رخ میدهد.معضل فرار مغزها یک معضل بسیار نگران کننده است و دارای اثرات زیانبار و تاسف آور، و متاسفانه در کشور های جهان سوم خصوصا ایران آمار مهاجرت نخبگان روز به روز در حال افزایش است.
فرار مغزها فرآیندی است که بر محمل یک رابطه نامتعادل بین کشور های صنعتی پیشرفته و کشورهای کمتر توسعه یافته جهان سوم شکل می گیرد و طی آن نیروی انسانی پرورده و نخبه از کشورهای کمتر توسعه یافته به کشورهای صنعتی ثروتمند توسعه یافته تر منتقل می شود.و نتیجه نهایی این فرایند به سود خالص کشورهای صنعتی و زیان خالص کشورهای جهان سوم است.
در ایران دو عامل عمده را که می توان از جمله عوامل فرار مغزها نام برد عبارتند از :
الف- عوامل خارجی: که می توان به توسعه فناوری، مهیا بودن ابزار تحقیق و پژوهش در کشورها، عدم تعادل نیروی انسانی و... اشاره کرد.
ب- عوامل داخلی: این عامل به عنوان پدیده اصلی فرار مغزها است که خود شامل چند دسته همچون موارد زیر است: 1- مسائل و مشکلات فرهنگی و آموزشی 2 - فقدان توسعه سیاسی 3 - فساد اداری و سوءمدیریت 4- فقدان توسعه اقتصادی
پیشرفت تکنیک در رشتههای مختلف صنعت و فراهم بودن وسائل تحقیق و مطالعه در برخی کشورها باعث شده است که افراد متخصص به طرفاین کشورها سرازیر شوند و نوعی عدم تعادل از جهت نیروی متفکر انسانی پدیداید. کتاب و به طور کلی وسائل کار دانشمندان در جوامع پیشرفته بهتر تأمین میشود؛ و ازاین راه نیز طالبین علم و تحقیق بیشتر به طرف آنها جلب میشوند؛ بدینترتیب نیروی علمیو تحقیقی دراین کشورها روز به روز غنیتر و وسیعتر میگردد.
بودجههای عظیمی در کشورهای پیشرفته و به خصوص آمریکا صرف تحققات علمی و تربیت متخصصین میشود؛ چنانچه طبق بررسیهای بعمل آمده در سال 1970، 61/4% درآمد ملی آمریکا صرف پژوهشهای علمی و صنعتی شده است. اکثر مجلات علمیدر زمینههای علوم اجتماعی در سه کشور آمریکا، انگلیس و فرانسه منتشر میشود.
و لذا چنین تسلطی بر منابع انتشارات علمی توسط چند کشور غربی، بهاین معناست که آن دسته از پژوهشگران جهان سوم که مایل به انتشار وسیع عقاید خود باشند، باید نتایج تحقیقات خود را در اختیار مجلاتی قرار دهند که در اختیار جوامع غربی است. ضمناً وجود چنین منابع انتشاراتی عظیم علمی در غرب، یکی از علل مهاجرت مغزها میباشد.پژوهش های مختلف نشان می دهد ارتباط نیرومندی بین مهاجرت افراد تحصیل کرده و سطح توسعه و درآمد سرانه کشور وجود دارد، در واقع شکاف بین سطح زندگی و درآمد سرانه کشورهای ثروتمند و کمتر برخوردار یکی از عوامل مهاجرت افراد تحصیلکرده به کشورهای پیشرفته است.
علاوه بر درآمد سرانه و تفاوت های درآمد انتظاری بین کشور مبدأ و مقصد سایر عوامل اقتصادی مانند نرخ بیکاری در کشور مبدأ و تفاوت آن با نرخ بیکاری کشور مقصد نیز در مهاجرت متخصصان موثر است و انتظار می رود با بالارفتن نرخ بیکاری تحصیلکرده ها در کشور مبدأ میزان مهاجرت افراد ماهر نیز افزایش یابد.
عوامل سیاسی و اجتماعی فرهنگی نیز در مهاجرت نقش عمده یی دارند که اهمیت آن کمتر از عوامل اقتصادی نیست. در واقع متخصصان نسبت به عوامل سیاسی و اجتماعی حساس تر و آسیب پذیرتر بوده و به شدت عکس العمل نشان می دهند.
وجود تنوع عقاید سیاسی، تکثرگرایی و چندصدایی و پذیرش مشارکت افراد تحصیلکرده در اداره امور کشور موجب می شود فضای سیاسی هر کشوری از سلامت بیشتری برخوردار شده و مانع مهاجرت متخصصان شود.یکی دیگر از عوامل فرار مغزها، نبودن شناخت قدر و منزلت تحصیل کردهها و نوع برخورد با آنهاست.از آن جمله فراهم نشدن فرصتهای مطلوب برای ارایه طرح و یا پروژههای مطالعاتی آنهاست.
تأثیر فرار مغزها بر کشورهای مبدأ و مقصد
سرمایه های انسانی و منابع طبیعی هر دو در رشد اقتصادی جامعه ، اثرات تعیین کننده ای دارند . تحقیقات تجربی نشان داده اند که سرمایه گذاری در منابع انسانی بیش از سرمایه گذاری در منابع طبیعی ، به رشد اقتصادی کمک می کند . امروزه نقش بنیادین و اصلی منابع نیروی انسانی در توسعه کشورها امری بدیهی و روشن است و به جرئت می توان گفت که ویژگی چشم گیر و بارز کشورهای پیشرفته ، وجود نیروی انسانی کارآ و متخصّص است.
بنا بر این، حرکت نیروهای ماهر و غنی انسانی، تأثیرات روشنی را بر کشورهای فرستنده و کشورهای گیرنده خواهد گذاشت.مهم ترین اثری که پدیده فرار نخبگان بر کشورهای مبدأ می گذارد، اتلاف هزینه هایی است که صرف تعلیم و تربیت نیروهای ماهر و تحصیل کرده شده است.از آن جایی که آموزش و پرورش، یک کالای عمومی به حساب می آید و منافع مثبت مشخصی را برای جامعه دارد، در نتیجه فرار مغزها، صدمات مالی قابل توجهی حادث می شود.
بنا بر این، کشورهای مقصد از دانش و تخصص نخبگان مهاجر سراسر جهان به صورت رایگان، بهره برداری می کنند.همچنین بسیاری از نخبگان با فرار خود، باعث خروج خانواده خود و مقدار قابل توجهی از سرمایه ملّی کشور می شوند که این سرمایه ، برای ارتقای رشد اقتصادی یک کشور لازم است. این در حالی است که بعضی از مهاجرت ها باعث سودرسانی به کشورهای مهاجرفرست می شوند.
ارائه راهکارهایی برای نزدیکی هرچه بیشتر به ایرانیان مهاجرت کرده
انقلاب ارتباطات در دو دهه گذشته امکانات جدید و بدیعی را برای ارتباطهای از راه دور فراهم کرده است. این نحوه برقراری ارتباط برخی آثار عملی را هم به همراه دارد، ازجمله اینکه مهاجران بیشتر از گذشته در حال و هوای کشور مادر خود قرار میگیرند. بیان فنیتر این حرف با عبارت فضاهای اجتماعی فراملی راحتتر است. منظور از این عبارت، آن است که فضاهای اجتماعی یا جمعی مثل گذشته محدود به مرزهای ملی و سرزمینی یک کشور نیست. در اینجا منظور از فضای اجتماعی، همان عبارت «در حالوهوای تحولات یک کشور بودن است.»
مروزه گسترش وسایل ارتباطی نظیر اینترنت، شبکههای ماهوارهای، ایمیل و نظیر اینها فاصلهها را کمتر از هر زمان دیگری کرده و به مهاجران امکان داده هرچه بیشتر و در کمترین زمان ممکن در جریان تحولات مختلف کشور مادر خود قرار گیرند.اما چه کنیم که مانع از خروج نخبگان از کشور گردیم. تأسیس مرکز کاریابی برای فارغ التحصیلان و نخبگان دانشگاهی از جمله اقدامات بایسته است تا دانشجو پیش از فراغت از تحصیل بتواند بنا بر علاقه و نیاز، شغل آینده خود را انتخاب کند و به محض فراغت از تحصیل در مراکز مورد نیاز، به خدمت گمارده شود.
ارتباط صنعت و دانشگاه از جمله عوامل مهم دیگری است که موجب جلوگیری از فرار مغزها میشود. نبود ارتباط بین دو نهاد و عدم تناسب آموزشهای نظری با فعالیتهای عملی از جمله عوامل مهم پدیده فرار مغزهاست؛ یعنی در دانشگاه به مباحث صرفا نظری پرداخته میشود و در صنعت، که محل کار و عمل و میدان است، این مباحث کارایی لازم را ندارد. ارتباط این دو مرکز مهم از جمله عوامل قطع وابستگی و علاقهمند ساختن دانشجو و جذب سرمایهها و اشتغال زایی در صنایع است.
احترام و توجه بیشتر به علم، دانش، خلّاقیت و تحصیل ضروری است. نخبگان و تحصیل کردگان جامعه باید در صدر توجه مسئولان فرهنگی و رسانههای همگانی قرار گیرند. علاوه بر این، باید ستادهای ویژه ای تشکیل شود و مشکلات مادی و معنوی فارغ التحصیلان و نخبگان کشور را خارج از برنامه و به صورت ضربتی حل نمایند.
تأسیس شهرکهایی نیز برای محققان و تأمین همه نیازهای علمی، تحقیقاتی، مادی و معنوی آنان در این مجموعه، به گونه ای که آنان بتوانند با خیالی آسوده به حل معضلات علمی و فرهنگی جامعه همت گمارند، مطلوب است. روشن است که برای هر مجموعه علمی همسویی، میتوان چنین کاری کرد؛ بخش صنعت، بخش کشاورزی، بخش خدمات، علوم انسانی، علوم پایه و از سوی دیگر تجدیدنظر جدّی در وضع دانشگاهها و بودجههای تحقیقاتی آنان و تخصص اعتبارات و امکانات ویژه ای برای آنان در راستای تحقیق و پژوهش باید مورد توجه باشد.
سیاست بلندمدت
تجربیات بینالمللی برای پیشگیری از فرار مغزها، نشان میدهد که ایجاد انگیزة قوی برای ماندن متخصصان و نخبگان در کشورهای خود، مهمترین سیاست بلندمدت و اساسی برای پیشگیری از مهاجرت گستردة نیروی انسانی متخصص از کشورهای در حال توسعه است. این هدف تنها از طریق توسعة همهجانبة این کشورها در ابعاد اقتصادی، سیاسی و فرهنگی تحققپذیر است. چرا که با توسعة همه جانبه در واقع هم سطح دستمزدها در کشورهای در حال توسعه افزایش یافته و به دستمزدهای کشورهای توسعه یافته نزدیک میشود و هم تفاوت دستمزدها دیگر انگیزهای برای خروج متخصصان از کشور خود نخواهد بود.
از سوی دیگر با توسعة سیاسی و اجتماعی این کشورها زمینه برای بروز استعدادهای ذهنی نخبگان و برخورداری از شأن و احترام لازمه در جامعه فراهم میآید که خود انگیزهای قوی برای ماندن آنها در کشور خود به شمار میآید. بنابراین حل مسئلة مهاجرت گستردة نیروی انسانی متخصص در بلندمدت و به طور ریشهای، به توسعة همه جانبه و پایدار در کشورهای در حال توسعه وابسته است و کلیة سیاستهایی که به توسعة همه جانبة این کشورها کمک میکنند در خدمت پیشگیری از فرار مغزها قرار میگیرند
منبع:دانشجو
انتهای متن/
91/07/05